|
Lovely perinss I love my life when your in it
| ||
|
وفاداری در عشق شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخ...ترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه : [ Mon 12 Sep 2011 ] [ 10:31 PM ] [ kelly ]
[ Mon 5 Sep 2011 ] [ 11:13 PM ] [ kelly ]
داستان جالب و زيبا گذاشته بودیم والدینم خیلی کمکم کردند
بود… بود…! شوخی های ناجوری می کرد
خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی
رک و راست به من گفت : …………….!
هستی بیا پیشم…
بودم
برگشتم و از خونه خارج شدم
شدم!!!
بیرون اومدی…! نمی تونستیم برای دخترمون پیدا کنیم
[ Sat 30 Jul 2011 ] [ 1:26 PM ] [ kelly ]
[ Sat 30 Jul 2011 ] [ 1:18 PM ] [ kelly ]
[ Thu 28 Jul 2011 ] [ 5:43 PM ] [ kelly ]
تو را نگاه می کنم
خورشید چند برابر می شود و روز را روشن می کند! بیدار شو با قلب و سر رنگین خود بد شگونی شب را بگیر تو را نگاه می کنم و همه چیز عریان می شود زورق ها در آب های کم عمقند... خلاصه کنم:دریا بی عشق سرد است! جهان این گونه آغاز می شود: موج ها گهواره ی آسمان را می جنبانند (تو در میان ملافه ها جا به جا می شوی وخواب را فرا می خوانی) بیدار شو تا از پی ات روان شوم تنم بی تاب تعقیب توست! می خواهم عمرم را با عشق تو سر کنم از دروازه ی سپیده تا دریچه ی شب می خواهم با بیداریِ تو رویا ببینم! " پلالوار" [ Wed 27 Jul 2011 ] [ 11:30 PM ] [ kelly ]
یکی بود یکی نبود
غمگین بود .
باشید . مرد را دید .
باران بارید .
زندگی کنید .
خندید .
را زیبا کنی .
بود ...
آسمان بلند مرد تا پرنده میان دستهایش بنشیند .
کاشت .
بود .
بنوشاند .
پیشانی بر خاک گذاشت .
راستگو باشد . گل و آسمان و رود را به او نشان دهید تا همیشه به یاد من باشد .
.زمین پر شد از گلهای رنگارنگ و لابه لای گلها پر شد از بچه هایی که شاد و خندان دنبال هم میدویدند .
زنی گرفته است که خیش نشود .
بسیاری را دید که به سوی آسمان بلند شده اند .
[ Wed 27 Jul 2011 ] [ 10:5 PM ] [ kelly ]
[ Wed 27 Jul 2011 ] [ 12:19 PM ] [ kelly ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||